جوان آمریکا پسند!
شناسهٔ خبر: MTczOTI

یکشنبه - ۲۳ / آبان / ۱۳۹۵

در محضر استاد

جوان آمریکا پسند!

آمریکایی‌ها دلشان می‌خواهد جوان‌های ما آن شجاعت را نداشته باشند، آن امید را نداشته باشند، آن انگیزه را نداشته باشند، آن تحرّک را نداشته باشند، آن توان جسمی را نداشته باشند، آن توان فکری را نداشته باشند، نسبت به دشمن خوش بین باشند، نسبت به فرماندهی خودی و عقبه خودی بدبین باشند؛ جوان ما را دشمن این جوری می پسندد.

 

به گزارش نگاه آزاد، جوان و دوران جوانی، همیشه از اهمیت بالایی برخوردار بوده است و بیشترین اثرپذیری‌ها -چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی- در این دوران، اتفاق می‌افتد. اگر بنا باشد فردی در مراتب بالای کمال انسانی و تهذیب نفس قرار بگیرد؛ اگر کسی بخواهد مدارج عالیِ علمی را طی کند؛ اگر فردی به دنبال فتح قله‌های ورزشی در میادین جهانی باشد؛ و به‌طور کلی اگر انسانی به فکر درخشش در عرصه‌های گوناگون بشری باشد، نقطه‌ی شروع و اوجش همین دوران حساس و سرنوشت‌ساز جوانی است.


همین اهمیت فوق‌العاده و فراوان، سبب شده تا مکاتب فکری و سیاسی موجود در دنیا برای «جوان و جوانی» برنامه‌های مخصوص و متفاوتی را دنبال کنند که به وضوح در تضاد با یکدیگر هستند و اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند؛ و در همین راستا «یکی از عرصه‌های اختلاف و درگیری بین جمهوری اسلامی و استکبار، مسئله‌ جوان‌ها است.»

 

امروز سرِ قضیّه جوانها، یک جنگ نرمِ زیرپوستیِ بسیار فراگیری بین جمهوری اسامی و آمریکا و همدستان آمریکا و صهیونیست‌ها برقرار است. من چند سال پیش خطاب به جوان های دانشجو گفتم: «شماها افسران جنگ نرم هستید»؛ شماها هم همه‌تان افسران جنگ نرم هستید. وقتی جوان، انگیزه دارد و اعتماد به نفس دارد و قدرت اندیشیدن دارد و شجاعت دارد، افسر است- افسر در درگیریهای رزمِ نرم، جنگ نرم- خصوصیّات جوان این است.


افسری را در نظر بگیرید که در قرارگاه خودش یا در سنگر خودش نشسته؛ این افسر دو جور می‌تواند باشد؛ دو نوع هویت یا دو نوع تعریف برای این افسر وجود دارد: یک وقت این افسر در هیئت یک انسان مصمّم، هوشیار، پُرانگیزه، امیدوار، پُرکار، دارای اندیشه، اندیشه ورز، شجاع و فداکار است. خب اگر چنانچه افسری در قرارگاه خود یا در سنگر خود با این خصوصیّات باشد، می‌توان یک نتیجه‌ای را برای این جنگ حدس زد. افسر شجاع است، رشید است، بافکر است، باایمان است، باامید است، تصمیم دارد، انگیزه دارد؛ این یک جور افسر است. همین افسر را می شود با یک شاکله دیگری و با یک هویت دیگری فرض کرد. فرض کنید آدمی است ناامید؛ یعنی معتقد است که جنگیدن فایده‌ای ندارد؛ می‌گوید بیخود ایستاده‌اید، فایده‌ای ندارد؛ ناامید است. یا آدمی است تسلیم پذیر، حال معارضه کردن و ایستادگی کردن ندارد؛ حالا یک مقداری ممکن است بِایستد ولی وقتی فشار زیاد شد و زور زیاد شد تسلیم می‌شود؛ روحیه‌اش این است.


یا آدمی است فریب خور؛ به لبخند دشمن اعتماد می‌کند، به فریب دشمن اعتماد می‌کند یا اصاً فریب دشمن را نمی‌فهمد. خب جنگ پُر از فریب و پُر از خدعه است؛ همه جنگ‌ها همین جور است: اَلحَربُ خُدعَة. در همین جنگ‌های سخت، یکی از کارهای اساسی که یک فرمانده در همین جنگ‌های سخت، یکی از کارهای اساسی، که یک فرمانده مقتدر می‌تواند انجام بدهد، این است که با یک عملیّاتی و با یک حرکتی دشمن را فریب بدهد؛ دشمن خیال کند از آنجا می‌خواهد حرکت کند و حواسش به آنجا پرت بشود، بعد از پشت حرکت کند.


حالا فرض کنید این افسر، افسری است فریب خور؛ نمی‌فهمد معنای فریب دشمن را و تشخیص نمی‌دهد. یا یک آدمی است اصلاً بی حال؛ دلش میخواهد بگیرد استراحت کند و بخوابد. یا معتاد است؛ یا معتاد به موادّ مخدّر، یا معتاد به شهوت رانی، یا معتاد به بعضی از این بازی‌های کامپیوتری که اخیراً باب شده -شنیده ام بعضی ها به این اعتیاد پیدا میکنند- و بی فکر و بی اعتنا به سرنوشت خود و دیگرانی که به او چشم دوخته‌اند. یا سرگرم غرایز [است ]؛ مثلاً همین آقای افسر، در سنگر به فکر اشباع غرایز مادّی خود و غرایز حیوانی خودش باشد؛ سرگرم عیش ونوش. پس این افسر را در این شکل و در این هیئت و در این شاکله هم می‌شود تصوّر کرد. نتیجه جنگ چیست؟ معلوم است دیگر. پس هویّت افسران جنگ نرم دو جور می‌تواند تعریف بشود.


 این یکی از موارد سخت اختلاف بین ما و دشمنان ما است.


دشمن، افسر جنگ نرم ما را، که جوانها هستند، یک جور می پسندد، جمهوری اسلامی یک جور می پسندد. این را که در جمهوری اسلامی بر روی تدیّن، پاک دامنی، پارسایی و پرهیز از افراط غرایز تکیه می‌شود، حمل نکنند بر تعصّب و، به قول خودشان، دگم اندیشی و تحجّر و مانند اینها؛ نه، این شیوه تربیتی است، این برگرفته و برخاسته از تعریف افسر و فرمانده جنگ نرم است. یکی از عرصه های چالش ما با آمریکا این است.


آمریکایی‌ها دلشان می‌خواهد جوان‌های ما آن شجاعت را نداشته باشند، آن امید را نداشته باشند، آن انگیزه را نداشته باشند، آن تحرّک را نداشته باشند، آن توان جسمی را نداشته باشند، آن توان فکری را نداشته باشند، نسبت به دشمن خوش بین باشند، نسبت به فرماندهی خودی و عقبه خودی بدبین باشند؛ جوان ما را دشمن این جوری می پسندد.


هدف تبلیغات رادیویی و تلویزیونی و اینترنتی دشمن و همه کارهای گوناگونی که می‌کند، که مخاطبش جوان‌های ما باشند، این است؛ جوان ایرانی را می‌خواهد تبدیل کند به آن چنان عنصری؛ عنصری که نه ایمان درستی دارد، نه شجاعت آن چنانی دارد، نه انگیزه ای دارد، نه امیدی دارد؛ میخواهد تبدیل کند به این. جمهوری اسلامی درست نقطه ی مقابل [است ]؛ میخواهد این جوان تبدیل بشود به یک عنصر فعّال و اثرگذار.

 

انتهای متن/*

برچسب ها:
به اشتراک بگذارید:
Top
کیمیا سامانه