«ترفندهای» تحریک دانشجو برای آشوب در دانشگاه!
شناسهٔ خبر: MjEzNzM

یکشنبه - ۱۸ / تیر / ۱۳۹۶

«ترفندهای» تحریک دانشجو برای آشوب در دانشگاه!

در این بین بسیاری از تحلیلگران حضور امثال او در کوی دانشگاه را پیامی برای صدور فرمان آتش علیه ارکان نظام تعبیر می کنند. چرا که تمامی فضا سازی ها به گونه ای صورت گرفته بود که بر طبق آن کلیت نظام به دنبال ایجاد محدودیت های گسترده است و در این بین دولت هفتم در حال مقاومت است!

 

به گزارش نگاه آزاد، یکی از این مظاهر درآمیختن دانشجو با ساخت "سیاست"، حوادث تیر ماه سال  78  بود. حوادثی که همواره از آن می توان به عنوان شاخصی برای تمیز "دانشجوی سیاسی" و دانشجوی سیاست زده نام برد که از قضا شناسایی مرز بین این دو مقوله در طول سالیان گذشته بحثی پرتکرار در میان فعالین دانشگاهی بوده است.

 

با روی کار آمدن دولت اصلاحات با شعار توسعه سیاسی در خرداد 76 ، افزایش روز افزون توجه نسبی به مسائل سیاسی روز کشور در میان اقشار مختلف امری کاملا محتمل بنظر می رسید  و طبیعتا  پیش بینی می شد دانشجویان که از فضای خفقان سیاسی دولت های اول و دوم سازندگی به ستوه آمده بودند، در صدد بهره برداری مناسب از این فرصت پیش آمده برای سیاسی کردن دانشگاه باشند.

از همان ابتدای امر نیز برخی از چگونگی تفسیر این توسعه سیاسی در دانشگاه از طرف تعدادی از عناصر دانشگاه در هراس بودند که نهایتا دیری نپایید که این هراس به حالتی منتهی شد تا جایی که در تیر ماه سال 78 سخت ترین روزهای تاریخ جنبش دانشجویی پس از انقلاب اسلامی فرا رسید. آتشی که در دانشگاه ها با هدایت برخی از شخصیت های سیاسی منتسب به جناح چپ افروخته شده بود، رفته رفته دانشجویان را به کام زبانه های آتش سیاست زدگی جریان ها و احزاب سیاسی خارج از دانشگاه می فرستاد که عمدتا در پی سوء استفاده از احساسات سیاسی دانشجویان بودند.

 

با کمی دقت نظر بیشتر در حوادث تیر سال 78 به وضوح می توان رد پای تحریک دانشجویان توسط فعالین سیاسی را مشاهده کرد. برای مثال در همان روزهایی که دانشگاه تهران صحنه درگیری میان دانشجویان مستقر در  کوی دانشگاه و نیروهای امنیتی بود، تنی چند از فعالین سیاسی خارج از دانشگاه با حضور خود در میان دانشجویان و یا اظهارات تحریک کننده خواسته و یا نخواسته تنش و هیجان در میان دانشجویان معترض را بالا می بردند.

 

یکی از اشخاصی که بصورت علنی در مسیر تحریک دانشجویان حرکت کرد وزیر علوم دولت اصلاحات بود که با استعفا از سمت وزارت علوم به کوی دانشگاه رفت. مبرهن است که در شرایط تنش و التهاب حاکم شده در کوی دانشگاه تهران استعفای متولی دانشگاه از قوه اجرایی کشور چه پیامی را به همراه دارد. در این بین بسیاری از تحلیلگران حضور امثال او در کوی دانشگاه را پیامی برای صدور فرمان آتش علیه ارکان نظام تعبیر می کنند. چرا که تمامی فضا سازی ها به گونه ای صورت گرفته بود که بر طبق آن کلیت نظام به دنبال ایجاد محدودیت های گسترده است و در این بین دولت هفتم در حال مقاومت است!

انتشار یادداشت هایی هماهنگ در روزنامه های جناح چپ و حامی اغتشاش های سال 78 در 17 تیر همان سال، یعنی یک روز قبل از آشوب خیابانی، خود به منزله مهر تاییدی بر فرضیه فوق محسوب می شود.

 

استفاده از جملاتی چون : "نظام باید هزینه های سنگینی بپردازد" در سطرهای این روزنامه ها  از این سناریوی حامیان رییس جمهور وقت پرده برمی داشت. حضور گنجی، عبدالله نوری، سیدهادی خامنه‌ای، مصطفی تاج‌زاده، فائزه هاشمی و...نیز به ملتهب شدن هرچه بیشتر فضا کمک می کرد و دقیقا از دل همین التهابات مصنوعی تزریق شده به این غائله بود که بسیاری از عناصر ضد انقلاب توانستند از میان این دریای گل آلود ماهی مورد نظر خود را صید کنند و بدنه دانشجویان درگیر در آن حوادث را به سمت ضدیت با اصل ساختار جمهوری اسلامی سوق دهند.

 

مقایسه شعارهای استفاده شده از طرف دانشجویان در یکی دو روز اول با  آشوب های روز هجدهم تیر به این مسئله صحه گذاشته و نشان می دهد که با گذشت هر ساعت از آغاز تجمعات شعارها رادیکال تر و اعتراضات دانشجویی با انحراف مسیر به سمت اقدامات براندازانه گسیل شد.

 

یک نگاه سطحی به مهمترین اشخاص اثرگذار در آشوب های 18 تیر سال 78 خود به خود انتهای مسیر آن التهابات و آبشخورهای متعدد فکری و عملیاتی غائله مذکور را عیان می سازد. برای مثال عکس مشهور جوانی با پیراهن خونی در دست که در فضای رسانه ای تبدیل به نمادی برای آشوب های 18 تیر تبدیل شده است، متعلق به یکی از صحنه گردانان اصلی وقایع کوی دانشگاه تهران یعنی "احمد باطبی" بود. پس از این اتفاق باطبی ابتدا از پادگان اشرف و سپس از کاخ سفید و دیدار با جرج بوش آمریکایی سربرآورد که این فرآیند حقایقی مبنی بر سیر "جاسوس محور" بودن غائله کوی را آشکار می ساخت.

افراد دیگری چون امیر عباس فخرآور، منوچهر محمدی، علی افشاری، اکبر عطری، حشمت الله طبرزدی و چند تن دیگر نیز سرنوشتی مشابه احمد باطبی داشتند و امروز هیچ یک از آنها در داخل کشور حضور ندارند و عمدتا به فعالیت در شبکه های رسانه ای غربی ضد انقلاب شهره اند و از این طریق روزگار می گذرانند  و البته به عبارت بهتر مسیر عماد و دشمنی با نظام را وارد فاز جدیدی کرده اند.

 

بنظر می رسد همین بررسی های اندک نیز این گزاره را تثبیت می کند که سیاست زدگی مراکز آموزش عالی و ارتباط مستقیم برخی تشکل های دانشجویی با احزاب سیاسی خارج از دانشگاه در روزها و ماه های منتهی به فتنه کوی دانشگاه تهران، نهاد علم آموزی دانشگاه و هویت استقلال طلب دانشجو را متضرر کرد و با تبدیل دانشگاه به یک باشگاه سیاسی اعتبار آن را در معرض هجوم چنگال احزاب و جناح های سیاسی قرار داد.

 

در تایید این نکته نیز مجددا می توان از متون روزنامه های روزهای پر تنش تیر ماه 18 سال پیش شاهد مثال آورد که مکررا بدنه اجتماعی جناح چپ وقت را با دانشجویان دفتر تحکیم وحدت پیوند می زدند که این همکاری علنی حکایت از هماهنگی مواضع فعالین سیاسی جناح چپ با فعالین دفتر تحکیم وحدت دارد که نهایت این پیوند نامیمون جریانات سیاسی با دانشجویان نا آرامی دانشگاه را به ارمغان آورد.

 

در تقبیح این پیوند نیز مقام معظم رهبری در آذر 78 طی سخنانی گفتند :" یکی دیگر از آفات، به دام احزاب و گروهها افتادن است؛ که این را قبلاً هم گفتم. مواظب باشید، اختاپوس خطرناک احزاب و گروههای مختلف به سراغتان نیاید و شما را به دام نیندازد"

 

رویکرد پیاده نظام سازی در دانشگاه چند وقتی می شود که مجددا در حال شکل گیری است. که با راه اندازی تشکل های یکبار مصرفی که صرفا استفاده سیاسی دارند، در حال پیاده سازی این سیاست است. حال این سوال پیش خواهد آمد که تبدیل دانشگاه به جولانگاه احزاب سیاسی چه فایده ای دارد که با راه اندازی این تشکل ها، این هدف را پیگیری میکند و به دنبال بازگشت به فضای سال ۷۸ است؟

انتهای متن/*

برچسب ها:
به اشتراک بگذارید:
Top
کیمیا سامانه